X
تبلیغات
عاشقونه

عاشقونه

جملات عاشقونه

 

 

فواید گاو بودن ( طنز )

معلمی از دانش آموزان خواست فایده گاو بودن را بنویسند و این انشاء آن دانش آموز

 است .

با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که

 در تربیت

ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.

اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز می کنم.

البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در می یابیم که گاو بودن فواید

 زیادی دارد.

من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو

 بودن این است :


ادامه مطلب:


برچسب‌ها: فواید گاو بودن, گاو بودن, انشا دانش اموز, دانش آموزان
ادامه مطلب

91/07/25 |

 

خنده بازار داغ


هیچوقت همسرتون رو به خاطر عیب هایی که داره سرزنش نکنید

چون اون بنده خدا

به خاطر همین عیب ها بوده که نتونسته از شما بهتر پیدا کنه !


برچسب‌ها: خنده بازار داغ, جملات خنده اور, جملات با حال, لطیفه, جوک
ادامه مطلب

91/07/25 |

 

کارهای خنده دار ما ایرانی ها ( آخر خنده )


کارهای خنده دار ما ایرانی ها ( آخر خنده )

۱- هوی گوسفند چه خبرته؟!؟!
گوسفند در اصل به موجودی پشمالو و بی نزاکت گفته می شود که اندک زمانی است پایش را در شهر گزارده (همون دهاتی) ولی ما امروزه به رانندگانی که چراغ قرمز را رد می کنند، رانندگانی که به محض سبز شدن چراغ و جهت یادآوری خاطره حنابندان مادر بزرگشان بوق های ممتد می زنند، عابرانی که از وسط اتوبان رد می شوند و یا صف اتوبوس را رعایت نمی کنند، بازیکنان تیم ملی فوتبال وقتی موقعیتی را خراب می کنند و کسانی که موقع راه رفتن پای دیگران را لگد می کنند می گوییم: هوی گوسفند چه خبرته؟!؟!

۲-از همه پسرها متنفرم
از آنجایی که تب پیدا کردن بوی فرند (BF) در بین دوشیزگان دبیرستانی بسیار رواج پیدا کرده و یک جورایی از نان شب هم برای این عزیزان واجب تر است و از آنجایی که این نوگلان عمراً به پسر پایین تر از ۲۵ سال پا بدهند و از آنجایی که یک پسر ۲۵ ساله خیلی چیزها را می داند ولی یک دختر ۱۶-۱۷ ساله خیلی چیز ها را نمی داند پس طبیعی است که این وسط چه کسی باید گرگ شود و چه کسی قربانی….

طبق آمار های گرفته شده ۹۹ درصد دختران دبیرستانی قبل از خوردن ۱۰۰ عدد قرص دیازپام و خودکشی این جمله را بیان می کنند: از همه پسر ها متنفرم!

۳-آقای مجری، لطفاً یه کم راهنمایی کنید؟
منظور از جمله بالا مسابقات تلویزیونی و مجریان دلنواز و جایزه های نفیس (اعم از ساعت مچی و دیواری و رومیزی و زیر میزی و کنار میزی و اشتراک یک سال پوشک My Baby و دویست و چهل و نه تومان پول نقد و …) و شرکت کنندگان بسیار باهوش (با بهره هوشی در حد جلبک های فتوسنتز کننده اعماق اقیانوس ها) می باشد.

معمولاً عبارت « آقای مجری میشه یه راهنمایی بکنید؟» بعد از قرائت سوال توسط مجری بامزه و تو دل بروی برنامه ، توسط شرکت کننده که احتمالاً صغری ۳۴ ساله و ترشیده و یا کرم علی ۱۴ ساله و محصل می باشند، پرسیده می شود (نگاهی به شرایط سنی و اجتماعی شرکت کنندگان این مسابقه، خود به تنهایی برای نشون دادن سطح نازل این برنامه ها کافیه).

تا شرکت کننده محترم بتواند بعد از راهنمایی های مربوطه توسط مجری محترم (که بسته به آی کیوی شرکت کننده از حرکات موزون تا گفتن جواب مسابقه تغییر می کند) به جواب مورد نظر دست بیابد. سوالات برنامه نیز موضوعاتی همچون آرامگاه خواجه حافظ شیرازی کجاست؟ ، تعداد انگشتان دست و یا پا در انسان چند تاست؟ ، علی دایی کیست ، چرا زن نمی گیری و موضوعاتی از این قبیل می باشد!

۴-ای بابا! آقای راننده، من هر روز این مسیر رو با تاکسی میام. دیروز ۲۵۰ تومان بود. یعنی چی الان میگی باید ۱۲۵۰ تومان بدم؟!؟!
در جایی که گنجشگکان میومیو می کنند و سگ ها جیک جیک و گربه ها واق واق ، پس خیلی طبیعی است که صبح روز بعد کرایه را چند برابر کنند!

۵-آقای دکتر مریض تخت دو که دیروز عملش کرده بودین، همین الان تموم کرد!
آقا جان من اشتباهات پزشکی هم جزئی از عمل های جراحیه! به فرض هم که یه دکتر متخصصی از هر ۴ نفری که عمل می کنه ۳ نفرشون می میره. دلیل نمیشه که شما فکر کنید این بنده خدا سواد نداره و به خاطر پارتی و رابطه و اینا مدرکش رو گرفته! اصلاً اگه طرف آدم نکشه که بش نمی گن دکتر که! بابا جان اون یه چیزی حالیشه. طرف دکتره ها! گیر نده عزیزم. برو ماستتو بخور. به توچه طرف چه جوری و از کجا (منظور اوکراین نیست ها!) مدرکشو گرفته؟

۶- شلام ژن. اون پنژره رو ببند شوژ میاد! (یعنی:سلام زن.اون پنجره رو ببند سوز میاد)
بحمدالله در زمینه اعتیاد و معتاد پروری توانستیم بترکونیم و موفق شدیم سن اعتیاد را به حدود ۱۴ الی ۱۵ سالگی کاهش بدیم و اصولاً در این زمینه هیچ یک از استاندارد های جهانی برای ما رقمی به حساب نمی آیند. در هر صورت جمله بالا یکی از پرکاربردترین جملاتیه که هر روز میشنویم یا شاید هم خودمون به زبونش میاریم!

۷- برخورد یک دستگاه مینی بوس با یک سواری حادثه آفرید!
خوب دیگه همه میدونیم خودرو هامون فرسوده اند و جاده هامون فرسوده تر و رانندگانمون خواب آلوده تر!


برچسب‌ها: طنز, اخر خنده, فحش, ما ایرانی ها, ایرانی های محترم

91/06/21 |

 

حسن آقا کوره!

یه روز یه خانوم حاجی بازاری خونه ش رو مرتب کرده بود و دیگه می خواست بره حمام که ترگل ورگل بشه . تازه لباس هاش رو در آورده بود و می خواست آب بریزه رو سرش که شنید زنگ در خونه رو می زنند. 
تند و سریع لباسش رو می پوشه و میره دم در و می بینه که حاجی براش توسط یکی از شاگردهاش میوه فرستاده بوده. دوباره میره تو حمام و روز از نو روزی از نو که می بینه باز زنگ در رو زدند. باز لباس می پوشه میره دم در و می بینه اینبار پستچی اومده و نامه آورده.
بار سوم که می ره تو حمام، دستش رو که روی دوش می ذاره ، باز صدای زنگ در رو می شنوه. از پنجره ی حمام نگاه می کنه و می بینه حسن آقا کوره ست. بنابراین با خیال راحت همون جور لخت میره پشت در و در رو برای حسن آقا باز می کنه.
حاج خانوم هم خیالش راحت بوده که حسن آقا کوره، در رو باز می کنه که بیاد تو چون از راه دور اومده بوده و از آشناهای قدیمی حاج آقا و حاج خانوم بوده. درضمن حاج خانوم می بینه که حسن آقا با یه بسته شیرینی اومده بنده خدا.
تعارفش میکنه و راه میافته جلو و از پله ها میره بالا و حسن آقا هم به دنبالش.
همون طور لخت و عریون میشینه رو کاناپه و حسن آقا هم روبروش. میگه: خب خوش اومدی حسن آقا. صفا آوردی! این طرفا؟
 

حسن آقا سرخ و سفید میشه و جواب میده: والله حاج خانوم عرض کنم خدمتتون که چشمام رو تازه عمل کردم و اینم شیرینیشه که آوردم خدمتتون


برچسب‌ها: حسن اقا, داستان, داستان طنز, طنز, داستان کوتاه

91/04/01 |

 

حکایت قورباغه و زن


خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. 

خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد. 

قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم. 

خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم! 

خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد. 

آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم. 

قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی. 

خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد. 

بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند. 

خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد. 

آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد. 

خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم! 

نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین. 

قابل توجه خواننده های خانم؛ اینجا پایان این داستان بود. لطفاً ادامه را نخوانید! و کلی با خودتون کیف کنید اما !.. 

.. 

... 

.. 

.. 

.. 

.. 

.. 

.. 

.. 
مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد

برچسب‌ها: حکایت قورباغه و زن, داستان کوتاه, داستان طنز, هوش زنان

91/02/29 |

 

رفتار آقا پسرای دانشجو از ترم اول تا آخر (طنز)

ترم اول (ترم جو گیریدگی):

الو سلام مامانی. منم هوشنگ.
وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.
وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن
و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده؛ تنم مور مور میشه…
راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.
دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!
لامصب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!
پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

• ترم دوم (ترم عاشق شدگی):

آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.
می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.
می خواهمت با تمام وجود عزیزم.
همه پول و سرمایه من متعلق به توست.
بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس من تموم شه تا بیام باهات ازدواج کنم …
امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس می درخشیدی تماشا می کردم…

ترم سوم (ترم افسردگی):

الو مامان سلام.
مریم منو ول کرد و گذاشت رفت!
مامان جون افسرده شدم آخه اولین عشقم بود حالا هم دارم میمیرم از غصه.
ای خدا بیا منو بکش و راحتم کن.
مامان من این زندگی رو نمی خوام …
دیگه خسته شدم از دنیای وانفسا
 
ترم چهارم (ترم زرنگ شدگی):

الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟
منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟
دلم تنگ شده واست. گنجشک کوچولوی من. بیا ببینمت قربونت برم …
مهشید جون من پشت خطی دارم. مامانمه. بعداً بهت زنگ میزنم …
 
الو به به سلام چطوری ندا جون؟
آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم!
پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟
به خدا منم دلم یه ذره شده واست.
باشه عزیزم فردا ساعت ۱۱ پارک پشت دانشکده دارو…
 
ترم پنجم (ترم مشروطه گی):

الو سلام استاد!
قربون بچه ات! دارم مشروط میشم، ۲ نمره بهم بده.
به خدا دیشب بابابم سکته کرد، مرد.
مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه.
منم ضربه روحی خوردم شدید، دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد …
اگه این مورد مشروط پشروطه ما اوکی بشه قول میدم جبران کنم …
 
ترم ششم (ترم ولخرجیدگی) :

الو مامان من خونه می خوام!
راستی اون ۵۰ تومنی که ۳ روز پیش فرستادی تموم شد.
دوباره بفرست. خرج پروژه ام شد!!!
 
ترم هفتم (ترم پاتوقیده گی):

خودتون دیگه سیر تا پیازشو حدس بزنین دیگه …
 
ترم هشتم (ترم فارغ التحصیلگی):

الو سلام خانم.
واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.
فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا …
ای وای بر من؛ کی میره اینهمه راهــــو …

برچسب‌ها: رفتار آقا پسرا, دانشگاه, دانشجو, طنز دانشجویی, محیط دانشگاه

91/02/28 |

 

ترک شیرازی

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را

نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟

و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را

نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را….

برچسب‌ها: ترک شیرازی, حافظ, طنز, شعر طنز, شعر طنز حافظ

91/02/17 |

 

تفاوت ایران با خارج

موضوع انشا: تفاوت‌های ایران و خارج
پدرم همیشه می‌گوید " این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان
درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند" البته من هم می‌خواهم درسم را
بخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج
خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج
می‌دانم.
تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین
هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید "در خارج
آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند"
مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم
دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با یک خانم...
البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد
است، بازو دارد این هوا. اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند
مدیر بشود.
خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین
برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را
تا کجا پرت کرده‌اند.
ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامه‌های علمی آن را
نگاه می‌کنیم. تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدینم خدای
نکرده از راه به در نشوند. این آمریکایی‌ها بر خلاف ما آدم‌های خیلی
مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می‌کنند و بوس می‌کنند. اما در
فیلم‌های ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند که
به ضعم بنده همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.
در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور
می‌شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش می‌شوند. مثلاً این "بیل گیتس"
با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌ی کارگری بوده اما تا
می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق را اختراع
می‌کند.
پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما
الان مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.
من شنیده‌ام در خارج دموکراسی است. ولی ما نداریم. اگر اینجا هم دموکراسی
می‌شد چقدر خوب می‌شد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعیس جمهور می‌شد و "مهناز
افشار " هم معاون اولش می‌شد. شاید "آمیتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم
دعوت می‌کردیم تا وزیر بشوند. خیلی خوب می‌‌شد. ولی سد افصوث و دریق که
نمی‌شود.
از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور
هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاً تعطیل کرده‌ایم. شاید شما ندانید
اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که در خارج جمعه‌ها تعطیل
نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌های پسر
همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است.
ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید
"تو به خر گفته‌ای زکی".
ولی خارجی‌ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه
بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا
متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روند و آخرش هم بلد نیستند یک جمله‌ی
ساده مثل  I lav u  بنویسند. واقعن جای تعسف دارد.
این بود انشای من.


برچسب‌ها: طنز, انشا, طنز نویسی, انشا طنز, تفاوت ایران با خارج

91/02/08 |

 

لغتنامه دانشجویی

با حال: استادی که در جلسه امتحان تقلب نگیرد.میان ترمها را تصییح نکند .حضور و غیاب نکند.استادی که نمره ها را روی نمودار ببرد.

ضد حال : مراقبی که جای دانشجویان را در جلسه امتحان عوض کند.

سشوار : وسیله ای که باد گرم تولید میکند،کولر دانشگاه.

شناسنامه: مشخصات اصطلاحات دانشجویی که نام و نام خانوادگی،نام پدر،شماره دانشجویی همره با تعداد واحد های یک دانشجو را از جنس مخالف حفظ باشد.متخصصّ ّ در امور خاستگاری و بعله برون و عشق و لبخند.

عشق و صفا: آغاز زندگی مشترک.اول بدبختی.پایان دوران کلش کلش.آشنایی بیشتر با وزیر جنگ.

جوشکار: متخصص در امور ازدواج از خواستگاری گرفته تا عقد و عروسی.

آب خنک: خوردن آن معادل اخراج است.پاداش فعالیت های سیاسی.چیزی که به وفور یافت میشود.

کبریت بی خطر :دانشجویی که فقط کار فرهنگی و علمی انجام میدهد.دانشجوی غیر سیاسی.مصداق ضرب المثل ”اهسته بیا تا گربه سلف شاخت نزنه”.

سوتی: سه کردن .ضایع بازی .کسی که در نقلیه دانشگاه با بوق به زمین بخورد.دانشجویی که مسله را حفظ کند ولی پای تخته یادش برود.دانشجویی که در جلسات امتحان پس از رد و بدل کردن ورقه فراموش کند اسم برگه را عوض کند.رو شدن تقلب.

هیت پاکسازی: دانشجویی که همیشه در سلف و تریا و بوفه نشسته باشد.گشنه.نخورده.

بد شانس: مشروط با معدل ۱۱،۹۸ یا ۱۱،۹۹٫
شمع و گل و پروانه: دانشجویانی که در جلسه امتحان کنار هم بشینّند.

بدل کار : جانشین.کسی که در کلاس های عمومی بجای دوستش حاضری بزند یا دنبال نمره برود.فداکار.

زوج خوشبخت: کسانی که در دانشگاه دست همدیگر را میگیرند تا گم نشوند.ندید.پدید


برچسب‌ها: طنز, طنز دانشجو, لغتنامه دانشجویی, گفتمان, دانشگاه

91/02/06 |

 

چهل کار که دخترها نمیتونن انجام بدن

چهل کار که دخترها نمیتونن انجام بدن >>>

 ۱- چیزی در مورد ماشین فهمیدن ، البته به جز رنگش …

۲- درک مضمون اصلی یک فیلم هنری

۳- ۲۴ ساعت رو بدون فرستادن sms زندگی کردن

۴- بلند کردن چیزی

۵- پرتاب کردن

۶- پارک کردن

۷- خواندن نقشه

۸- دزدی کردن از بانک

۹- آرام و ساکت جایی نشستن

۱۰- بیلیارد بازی کردن

۱۱- پول شام رو حساب کردن

۱۲- مشاجره کردن بدون داد کشیدن

۱۳- مواخذه شدن بدون گریه کردن

۱۴- رد شدن از جلوی مغازه کفش فروشی

۱۵- نظر ندادن در مورد لباس یک غریبه

۱۶- کمتر از بیست دقیقه داخل یک دستشویی بودن

۱۷- دنده ماشین را با انگشت عوض کردن

۱۸- راه انداختن درست یک ویدئو

۱۹- تماشای یک فیلم جنگی

۲۰- انتخاب سریع یک فیلم

۲۱- ایستاده جیش کردن

۲۲- ندیدن فیلم هندی

۲۳- غیبت نکردن

۲۴- فحش ناموسی دادن

۲۵- نرقصیدن موقع شنیدن یک آهنگ شاد

۲۶- آرایش نکردن

۲۷- لاک نزدن

۲۸- صحبت نکردن وقتی که باید ساکت باشن

۲۹- سیگار برگ و یا چپق کشیدن

۳۰- درک کردن شوهر وقتی اعصابش خورده

۳۱- گریه کردن بدون آبریزش بینی

۳۲- غذا پختن بدون تماشای تلویزیون

۳۳- تماشای اخبار و خوندن روزنامه

۳۴- نق نزدن

۳۵- لگد زدن

۳۶- از سن بیست و پنج سالگی رد شدن

۳۷- اخ تف کردن

۳۹- خواستگاری رفتن

۴۰- از همه مهمتر موارد بالا رو قبول کردن


برچسب‌ها: چهل کار, توانای دخترها, درک زنان, همراه دخترها, شوخی با دختران

91/01/26 |

 

پ ن پ


پــ نــ پــ بهمن ۱۳۹۰

*به دوستم میگم: نمره ها رو زدنا. میگه: با شماره دانشجویی؟ میگم: پ ن پ با شماره کفش. اونایی هم که دمپایی داشتن رو هم مردود کرده…


*دیشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی می کردم، پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟ پ ن پ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن!! میگه پ ن پ و زهرمارف سوار شو بریم… میگم کلانتری؟ میگه پ ن پ میبرمت لندن


*با رفقا رفتیم باغمون، سیخ های جوجه رو گذاشتیم رو منقل دیدیم چند جفت مرغ و خروس دارن کنار منقل پرسه می زنن. رفیقم میگه: لونه شون این طرفاست؟ پ ن پ اومدن فیلم ترسناک ببینن


*رفتم یه قالب مرغ از تو فریزر درآوردم. دوستم میگه می خای بپزیش؟ مگم: پ ن پ خانوادش اومدن از تو سردخونه درش آوردم بدم ببرن دفنش کنن!


*مرغ عشقم مرده. درحالی که پاهاش رو به بالاست افتاده کف قفس. دوستم اومده میگه: ااا مرغ عشقت مرد؟ پ ن پ کمر درد داشت، دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس.


*تو خیابون موتوریه اومد کیفم رو قاپید، یارو میپرسه: دزد بود؟ میگم: پ ن پ اومده بود امانتیش رو ببره فقط خواست هیجانش بیشتر باشه!

*بهرام رادان از یه بابایی آدرس پرسید، طرف میگه ببخشید شما بازیگر نیستین؟ رادان میگه پ ن پ پیک موتوریم!


*با کلی شوق و ذوق به دوستم میگم: دان ۲ رو. برگشته میگه: تکواندو؟ پ ن پ دان ۲ آشپزی…!

*رفتم مغازه یه سبد پر خرید کردم، یارو میگه: کیسه هم می خوای؟ پ ن پ فرغون آوردم با اون می برم!


*لیلی به مجنون گفت: همه این اکرا رو می کنی برا من؟ مجنون: پ ن پ من عاشق آنجلینا جولی ام، تو حریف تمرینی هستی!

*داشتم تو پارکینگ نایلون های روی صندلی ماشین رو می کندم. همسایه مون اومده میگه ماشین نو خریدین؟ میگم: پ ن پ لواشکه دارم نایلونشو میکنم دور هم بخوریم!


*دوستم زنگ زده خونه. گوشی رو برداشتم سلام کردم. میگه: تو خونه ای. میگم: پ ن پ لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیام خود را بگذارید… با تشکر!


*منتظر مسافر بودم. خانمه اومده میگه: آقا هفت تیر میری؟ میگم بله. میگه: سوار شم؟ پ ن پ تا هفت تیر دنبالم بدو!


*رفتم داروخانه. پیرمرده دفترچه بیمه رو داده به مسئول داروخانه. بعد از چند دقیقه مسئول داروخانه داروهاش رو آورده پیرمرده گفت پدرجان می بری؟ پیرمرده گفت پ ن پ همین جا می خورم! بی زحمت یک نوشابه خنک و سالاد هم بیار…


*رفتم پیش صاف کار ماشین. یه نگاه به ماشین کرد میگه تصادف کردی؟ گفتم پ ن پ از جلو بندی تکراری خسته شدم گفتم برای تنوع با چکش بکوبم توش همه جاش جدید بشه!


*با موتور رفتم خونه دایی ام. موتورو گذاشتم بیرون با کلاه کاسکت رفتم تو. دائیم گفت با موتور اومدی؟ گفتم پ ن پ با اف ۱۴ اومدم!


برچسب‌ها: شاد, خنده دار, پ ن پ, جملات زیبا, جملات خنده دار

90/11/17 |

 

پ نه پ

1)تو پارک رفتم دستشویی اومدم بیرون یکی جلومو گرفته!

میگم: مگه پولیه؟ میگه:

پ نه پ!من اینجا نشستم پشه ها نیان تو حین کار براتون مزاحمت ایجاد کنن!!!

2)با دوستم رفته بودیم استخر غریق نجات اومده میگه:میخواین شنا کنین؟

پ نه پ!اومدیم تو آب حل بشیم به عنوان املاح معدنی مردم استفاده کنن!

3)با دوستم تو حیاط نشسته بودیم که یهوهمسایشون در پارکینگ رو با ریموت باز کرد.

دوستم میگه:در پارکینگتون الکترونیکیه؟

پ نه پ!این همسایه ما از نوادگان علی باباس همیشه ورد می خونه در باز می شه!

4)تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم.طرف اومده سمتم .

میکه:دنبال قبر کسی می گردین؟

پ نه پ!دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زودتر از موقع نمرده باشه!

5)با دوستم رفتیم تو یه مغازه که عسل طبیعی می فروشه نوبت ما که میشه طرف میگه شما هم عسل می خوایین؟

پ نه پ!دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم!

 

6)با مخ خوردم زمین .رفیقم میگه:آخی دردت اومد؟

پ نه پ!سر مو زدم زمین ببینم ساختار کلی جمجمم قدرت اینو داره با همچین ضربه ایی مقاومت کنه؟!

7)رفتم پمپ بنزین بنزین زدم.بعد دیدم کیف پولمو نیاوردم.ساعتمو به طرف دادم گفتم:ببخشید اینو بگیرید  تا برم خونه و برگردم.

گفت:پول نداری؟

پ نه پ!میخوام کرنومتر بگیری با چه سرعتی از اینجا فرار میکنم!

8)با سرعت 120 تا دارم میرم سمت دستشویی.داداشم میگه:دستشویی داری؟

پ نه پ!میگ میگ...!


9)رفتم کتاب فروشی میگم:از دکتر شریعتی چی دارین؟

می پرسه:کتاباشو می خوای؟

پ نه پ!لباساشو می خوام!

10)می پرسه اومدی اینجا جمله پ نه پ بخونی؟

پ نه پ اومدم سوالات درسیمو بپرسم!


90/10/08 |

 

محصول مشترک حیوانات ( ازدواج بدونه اجازه پدر و مادر )

 


90/07/07 |

 

زندگی ۹۹% پسر ها در ایران :

۱- اذیت کردن دوستان در کودکستان 

۲- فرار از مدرسه 

۳- بیخیال کنکور                                                             

4- در جستجوی راهی برای فرار از سربازی

۵- ادختر بازی 

۶- دختر بازی

۷- دختر بازی

۸- بالاخره سربازی 

۹- دختر بازی

10-دختر بازی 

۱۱-دختر بازی 

۱۲- کار

۱۳- دختر بازی 

۱۴- ادختر بازی 

۱۵- دختر بازی 

۱۶کار

۱۷- دختر بازی

۱۸-دختر بازی

۱۹- ادختر بازی

۲۰-دختر بازی 

۲۱- دختر بازی 

۲۲- مرگ


90/06/31 |

 

روشهایی خنده دار برای کلافه کردن خانمها (طنز)


دختر خانم ها ناراحت نشن فقط جهت خنده !
 
وقتی بعد از یک روز شلوغ براتون غذا درست کرد و با تمام خستگی کنارتون نشست بهش بگید:ممنون عزیزم ، خوب شده ، ولی کاش قبل از درست کردنش به مامانم زنگ میزدی و طرز تهیه این غذا رو ازش میپرسیدی …

وقتی در جمع فامیل خودتون هستید شکم بزرگ پدر زنتون رو سوژه خنده همه قرار بدهید.از صبح کتونی پا کنید و تا شب هم از پاتون در نیارید تا جورابتون بوی گربه مرده بگیرد و بعد با همان جورابها برید توی رختخواب.

به صورتش نگاه کنید و باحالتی متاثر بگید:عزیزم چقدر پیر شدی..

وقتی تخمه میخورید پوستهای تخمه را هر جای بریزید غیر از بشقاب جلوی دستتون.

همیشه آب را با بطری سر بکشید.

وقتی زنتون حواسش کاملا به شماست وانمود کنید زنتون رو ندیدید و یواشکی به بچه هایتون بگید:دوست دارید براتون یک مامان خوشگل بیارم!!.

وقتی با تلفن صحبت میکنید به محض ورود همسرتون با دستپاچگی بگید :باشه ، من بعدا بهت زنگ میزنم ..و سریع گوشی رو قطع کنید..

همیشه از گیرایی چشمهای دختر خاله ترشیده اتون تعریف کنید..

خاطرات شیرین دوران مجردی خودتون رو با دوست دخترهای داشته و نداشته خودتون براش تعریف کنید..

وقتی با اون تو رستوران هستید با صدای بلند باد گلو بزنید..

او را با اسمهای مختلف مثل :سمیرا ،مریم ، پریسا، آتنا، شیوا… صدا کنید و بعد بگید ببخشید عزیزم این روزها حواسم زیاد جمع نیست ..

سعی کنید یک چادر مسافرتی خوب یا ماشین راحت بخرید که شبهای که قرار است بیرون از خونه بخوابید ، زیاد سختی نکشید..


90/06/24 |

 

زندگی جالب خوابگاهی در ایران ( طنز بسیار خنده دار ) .

ساعت ۲ نصف  شب در یک اتاق دانشجویی
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.irannaz.com

ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.irannaz.com

ساعت ۴ صبح هنگام خواب
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.irannaz.com

وضعیت تحصیل در خوابگاه
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.irannaz.comزندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.irannaz.comزندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.irannaz.com

اولین روزهای خوابگاه
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.irannaz.com

گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.irannaz.com

پایان گفت و گو
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.irannaz.com

امکانات غذایی در خوابگاه
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.irannaz.com

طریقه ظرف شستن در خوابگاه
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.irannaz.com

اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.irannaz.com

و این هم آخر عاقبتش!!
 
زندگی جالب خوابگاهی ( طنز بسیار خنده دار ) ، www.irannaz.com


90/06/04 |

 

ضد حال با حال

پسر:سلام عزیزم خوبی                             

دختر:سلام ای بد نیستم

پسر:عزیزم چیکار میکردی                                

دختر:هیچی کاری داشتی

پسر:آره زنگ زدم بگم حاضر شو باهم شام بریم بیرون یه گشتیم بزنیم

دختر:الان، من که نمیتونم بزار واسه بعد

پسر:واسه چی

دختر:خیلی حوصله ندارم الان

پسر:خب حالا پاشو بیا بریم حوصلت میاد

دختر:نه آخه یه جوریم حوصله ندارم اصلا، امروز یوگا نرفتم اعصابم آروم نیست

پسر:باشه پس بمونه واسه بعد

دختر:خب حالا دیگه گفتی میام دیگه

پسر:نه نمیخواد بزار باشه واسه بعد

دختر:نه بیا بریم دیگه الان یه خورده حوصلم اومد

پسر:گفتم که نه ولش کن توام حوصله نداری

دختر:نه آخه اصلا خودم میخواستم بهت زنگ بزنم بگم شب بریم بیرون

پسر:نه بمونه یه شب دیگه خدافظ.


90/05/18 |

 

پیامک لات و لوت

اس ام اس لات و لوت

زغال قلیونتم رفیق! میسوزم تا بسازمت!!!

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

سوزن رفاقت در تیوپ قلبم فرو رفت و گفت: فییییییییییس


تازه فهمیدم پنچرتم رفیق!

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

پدال دنده موتورتیم با پا بزن تو سرمونو خلاصمون کن!

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

پوست موز زیر پاتم ، حال میکنم اگه افتخار بدی پاتو بذاری روم !

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

به لوتی میگم : آب بده دریا میده ، میگم گل بده گلستان میده ، میگم معرفت و دوستی بده همش شماره تو رو میده !!

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

آب دماغتیم…آنتی هیستامین بخور ، فنا شیم

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

قرمزی چشاتم نفازلین بریز فنا شیم

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

بند کفشتیم گره بزن خفه شیم

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

کش شلوارتم رفیق ولم کن تا آبروتو ببرم

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

سیگارتیم بکش تا دود شیم

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

زنگ در خونتم هر کس تو رو بخواد باید منو بزنه

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

چروک لباستیم اتو بزنی هلاک شدیم!

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

تریپ مرام : کلنگتم عمله !!

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

سلامی به گرمی آش رشته که با پیازداغ روش نوشته :


“مرامت منو کشته”

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

میگن نارنگی چون پوستش زود کنده میشه


پیش مرگ همه ی میوه هاست !


نارنگیتیم هلو !

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

این اس ام اس رو میزنم به سلامتی همه خوبا


که سخت مشغول شطرنج زندگی اند


و نمیدونن ما مات رفاقتشون هستیم

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

دیروز روز جهانی آوارگان بود، توقع داشتم یه تشکر خشک و خالی از ما میکردی که یه عمریه آوارتیم !!!

* * * * * * * * اس ام اس لات و لوت * * * * * * * *

بزرگترین دشمن آدم پوله:هر چی دشمن داری بده به من و خودتو خلاص کن!

برچسب‌ها: پیامک لات و لوت, پیامک, اس ام اس, پیامک عاشقانه

90/04/25 |

 

داستان پند اموز

مورچه ای در پی جمع کردن دانه های جو از راهی می گذشت

و نزدیک کندوی عسل رسید. از بوی عسل دهانش آب افتاد

ولی کندو بر بالای سنگی قرار داشت و هر چه سعی کرد

از دیواره سنگی بالا رود و به کندو برسد نشد.

دست و پایش لیز می خورد و می افتاد…

هوس عسل او را به صدا درآورد و فریاد زد:

ای مردم، من عسل می خواهم، اگر یک جوانمرد پیدا شود

و مرا به کندوی عسل برساند یک «جو» به او پاداش می دهم.

یک مورچه بالدار در هوا پرواز می کرد. صدای مورچه را شنید و به او گفت:

مبادا بروی … کندو خیلی خطر دارد!

مورچه گفت: بی خیالش باش، من می دانم که چه باید کرد…!

بالدار گفت:آنجا نیش زنبور است.

مورچه گفت:من از زنبور نمی ترسم، من عسل می خواهم.

بالدار گفت:عسل چسبناک است، دست و پایت گیر می کند.

مورچه گفت:اگر دست و پاگیر می کرد هیچ کس عسل نمی خورد!!!

بالدار گفت:خودت می دانی، ولی بیا و از من بشنو و از این هوس دست بردار،

من بالدارم، سالدارم و تجربه دارم، به کندو رفتن برایت گران تمام می شود

و ممکن است خودت را به دردسر بیندازی…

مورچه گفت:اگر می توانی مزدت را بگیر و مرا برسان،

اگر هم نمی توانی جوش زیادی نزن.

من بزرگتر لازم ندارم و از کسی که نصیحت می کند خوشم نمی آید!

بالدار گفت:ممکن است کسی پیدا شود و ترا برساند

ولی من صلاح نمی دانم و در کاری که عاقبتش خوب نیست کمک نمی کنم.

مورچه گفت: پس بیهوده خودت را خسته نکن.

من امروز به هر قیمتی شده به کندو خواهم رفت.

بالدار رفت و مورچه دوباره داد کشید:

یک جوانمرد می خواهم که مرا به کندو برساند و یک جو پاداش بگیرد.

مگسی سر رسید و گفت:

بیچاره مورچه! عسل می خواهی و حق داری، من تو را به آرزویت می رسانم…

مورچه گفت: آفرین، خدا عمرت بدهد. تو را می گویند حیوان خیرخواه!!!

مگس مورچه را از زمین بلند کرد و او را دم کندو گذاشت و رفت…

مورچه خیلی خوشحال شد و گفت: به به، چه سعادتی، چه کندویی، چه بویی،

چه عسلی، چه مزه یی، خوشبختی از این بالاتر نمی شود،

چقدر مورچه ها بدبختند که جو و گندم جمع می کنند

و هیچ وقت به کندوی عسل نمی آیند…!

مورچه قدری از اینجا و آنجا عسل را چشید و هی پیش رفت

تا رسید به میان حوضچه عسل،

و یک وقت دید که دست و پایش به عسل چسبیده و دیگر نمی تواند از جایش حرکت کند…

مور را چون با عسل افتاد کار / دست و پایش در عسل شد استوار

از تپیدن سست شد پیوند او / دست و پا زد، سخت تر شد بند او

هرچه برای نجات خود کوشش کرد نتیجه نداشت. آن وقت فریاد زد:

عجب گیری افتادم، بدبختی از این بدتر نمی شود، ای مردم، مرا نجات بدهید.

اگر یک جوانمرد پیدا شود و مرا از این کندو بیرون ببرد دو جو به او پاداش می دهم !!!

گر جوی دادم دو جو اکنون دهم / تا از این درماندگی بیرون جهم

مورچه بالدار از سفر برمی گشت، دلش به حال او سوخت و او را نجات داد و گفت:

نمی خواهم تو را سرزنش کنم اما هوسهای زیادی مایه گرفتاری است…

این بار بختت بلند بود که من سر رسیدم ولی بعد از این مواظب باش

پیش از گرفتاری نصیحت گوش کنی و از مگس کمک نگیری.

مگس همدرد مورچه نیست و نمی تواند دوست خیرخواه او باشد…


90/03/27 |

 

توصیه به خانوم های جوووون

توصیه به خانم های جوان


اگر دوست دارید وقتى به خانه میآیید ؛ یکى دور و برتان بچرخد و خودش را برایتان لوس بکند و نشان بدهد که از دیدن شما واقعا خوشحال است...


* اگر دوست دارید وقتى غذا مى پزید ؛ یکى باشد که هر چه جلویش بگذارید با علاقه بخورد و هیچوقت هم نگوید که دستپخت مامان جانش بهتر از دستپخت شماست...


* اگر دوست دارید کسی را داشته باشید که همیشه ی خدا برای بیرون رفتن از خانه حاضر یراق باشد و هر روز و هر ساعتى که شما بخواهید همراه شما به کوچه و خیابان بیاید...


* اگر دوست دارید کسی را داشته باشید که هیچوقت کانال های تلویزیون را به میل خودش عوض نکند و به فوتبال هم علاقه اى نداشته باشد ؛ اما همپای شما تا بوق شب پای تلویزیون بنشیند و فیلم هاى رمانتیک تماشا کند...
* اگر کسى را میخواهید که هیچوقت بهانه های الکى نمى تراشد و از شما ایراد های بنى اسراییلى نمى گیرد...
* اگر کسى را میخواهید که برایش اهمیت ندارد که شما زشت اید یا زیبا ؛ چاق اید یا لاغر ؛ پیرید یا جوان...
* اگر کسى را مى خواهید که همواره به حرف های شما گوش میدهد و بدون قید و شرط دوست تان دارد...
توصیه میکنم که یک سگ بخرید

90/03/04 |

 

پسرها مواظب خودتون باشید

اگه یه روز وقتی که تو خیابون راه می رید یه دختر جلو امد و گفت که از شما خوشش میاد باید اول دورو برتونو خوب نگاه کنید و بعد بدون هیچ حرفی با اخرین سرعت و بدون نگاه کردن به عقب از اونجا فرار کنید!!!می گید:چرا؟ الان بهتون می گم:

1...بابا اون همون حسن(دوست جون جونی تونه)که چادر سرش کرده.

2...دوربین مخفیه.

3...دختره حالش خوب نیست و ممکنه گرد نخود با دز بالا مصرف کرده باشه(تو این حالت پیشنهاد می کنیم شرط انسانیت را به جا بیارین و اونو به اولین بیمارستان برسونید).

4...ممکنه طرف از دیونه خونه در رفته باشه!

5...بخواد شما رو امتحان کنه(یعنی فرستاده تام الختیار دوست دخترتون باشه.مثلآ یه چیزی تو مایه های میتی کومون).

6... بخواد شما رو اسگل کنه تا با دوستاش که همگی پشت دیوار قایم شدن بهت بخندند(تو این حالت هم توصیه می شه بخاطر ادب کردن و حفظ شان پسرا در جامعه-قبل از اینکه فرار کنی یه مشت محکم تو دماغ تازه عمل شدش بزنید).

7...بخواد مثل اوار رو سرتون خراب شه…اه شما هیچی نمفهمید…یعنی زنتون شه(این خطرناک ترین حالت موجود است…امار نشون داده از هر ۱۰۰ نفر ۱ نفرجان سالم به در برده!)

8...ممکنه ادم فضایی باشه که رفته تو جلد یه دختر و بخواد شما رو با خودش ببره فضا روتون ازمایش بکنه(اخر تخیل بود نه؟).

9...ممکنه دست امریکا تو کار باشه.

10...%۰٫۰۰۰۱ هم احتمال داره طرف راست بگه که کلآ به ریسکش نمی ارزه!

خلاصه از من گفتن ۲ تا پا دارید ۴ تا دیگه قرض کنید فرار کنید وگرنه عواقب بعدیش پای خودتونه
.


90/03/02 |

 

داشتن دوست پسر برای دختر ها ارزوست

 همه دختر ها میخواهند بگویند: ....

یه دوست پسر هم نداریم بهمون پیشنهاد بیشرمانه بده ، ماهم کلی کولی بازی در بیاریم

یه دوست پسر هم نداریم مجبورش کنیم اسم مارو رو بازوش خالکوبی کنه


یه دوست پسر هم نداریم با وضع فجیع برم بیرون همه بگن تو چرا این شکلی شدی بگم اونی که باید بپسنده پسندیده

یه دوست پسر هم نداریم قاصدک ببینیم بپریم روش بگیم وای ازش خبر آورده

یه دوست پسر هم نداریم از سربازی معاف باشه هر روز بهش بگیم سربازی واسه تو لازم بود خیلی لوس بار اومدی

یه دوست پسر هم نداریم شارژ ایرانسل بده بهمون بگه خطت رو شارژ کن زود به خودم زنگ بزن

یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم ای کاش رشد عقلتم مثل رشد سیبیلت بود

یه دوست پسر هم نداریم همیشه حرفمون رو گوش کنه نه فقط موقعی که بهش می گیم دیگه به من زنگ نزن

یه دوست پسر هم نداریم بگه چه خبر عزیزم بگیم داری بابا میشی

یه دوست پسر هم نداریم هی واسش از جذابیت آقایون کچل بگیم که آخر سر بره دونه دونه موهاشو بکنه جذاب شه

یه دوست پسر هم نداریم هی بهش بگیم من ۶ تا خواستگار دکتر دارم زود باش تکلیف منو روشن کن

یه دوست پسر هم نداریم که دیگه هی نگیم من به عشق اعتقادی ندارم

یه دوست پسر هم نداریم هی انگشتمونو بزنیم به پهلوش دو متر بپره بخندیم بهش

یه دوست پسر هم نداریم با شماره دوستش امتحانمون کنه ما هم سربلند از امتحان بیایم بیرون

یه دوست پسر هم نداریم وقتی ناراحتیم الکی از این حرف های امید دهنده بزنه مثلاً همه چی آرومه و اینا

یه دوست پسر هم نداریم بهش بگیم می خوام پراید بخرم بگه بقیه پولشو من می دم ۲۰۶ بخر

یه دوست پسر هم نداریم که ثانیه به ثانیه یادآوری کنه که ما فقط دوستای معمولی هستیم

یه دوست پسر هم نداریم خودمونو واسش لوس کنیم بگه خبه خبه ادای احمق ها رو در نیار

یه دوست پسر هم نداریم یه کم شعور داشته باشه به شعورش توهین کنیم

یه دوست پسر هم نداریم بهمون بگه مواظب خودت باش از پیاده رو برو رسیدی خونه تک بزن

یه دوست پسر هم نداریم نگران این باشیم که یه وقت تو برنامه هاش سفر یه هفته ای به تایلند نزاره

یه دوست پسر هم نداریم وقتی عصبانی هستیم با فامیل صداش کنیم مثلاً گوش کن آقای فلانی

یه دوست پسر هم نداریم برادرزاده ی ۷ سالمون نیاد بگه عمه فکر کنم هیشکی تورو دوست نداره

یه دوست پسر هم نداریم سرما بخوره هی قربون صدقه صدای گرفتش بریم

یه دوست پسر هم نداریم اس ام اس عاشقونه بفرسته واسمون به جای جواب عاشقونه گیر بدیم این اس ام اس رو کی برات فرستاده؟ هـــــــــــــا؟؟؟؟

یه دوست پسر هم نداریم شب ها آرزوی وصال کنه روزها آرزوی فراق

یه دوست پسر هم نداریم آرزوهامونو بهش بگیم اونم الکی بگه خودم همش رو بر آورده میکنم

یه دوست پسر هم نداریم بدونه اس ام اس رو فقط نمیخونن بلکه جواب هم میدن

یه دوست پسر هم نداریم هی سفر کاری با دوستاش بره شمال

یه دوست پسر هم نداریم از ترس ترور شخصیتی بخاطر سیبیل هامون هر دو روز یه بار بریم آرایشگاه

یه دوست پسر هم نداریم برامون آواز بخونه با صدای نکرش

یه دوست پسر هم نداریم تو خیابون گربه ببینیم بپریم بغلش بگیم وای ببخشید از ترس بود

یه دوست پسر هم نداریم درک صحیحی از زمان داشته باشه. میگه ۵ دقیقه دیگه زنگ میزنم هفته ی بعد زنگ نزنه

یه دوست پسر هم نداریم وقتی میگیم داره واسم خواستگار میاد ناراحت بشه نگه چه خوب

یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم تو دیگه مرد شدی وقت زن گرفتنته

یه دوست پسر هم نداریم هر وقت میره مسافرت شارژر گوشیشو جا بزاره تا برگرده گوشیش خاموش باشه هر غلطی خواست بکنه

یه دوست پسر هم نداریم که وقتی خسته میشیم کیفمون رو برامون بیاره

یه دوست پسر هم نداریم که یکی جز مامانمون شمارمونو از حفظ باشه

یه دوست پسر هم نداریم پای رقیب که میاد وسط به جای اینکه بگه انتخاب با خودته یه ذره مبارزه کنه خب

یه دوست پسر هم نداریم از اینترنت بدش بیاد اوقات فراغتش رو با ما بگذرونه نه با کامپیوترش

یه دوست پسر هم نداریم باهم تخمه بخوریم هی پوستاشو تف کنیم رو سرو صورت هم

یه دوست پسر هم نداریم هی گازش بگیریم جای دندونامون یادگاری بمونه

یه دوست پسر هم نداریم بوتیک داشته باشه هی بریم از مغازش جنس برداریم به عنوان هدیه

یه دوست پسر هم نداریم دو تا ماشین داشته باشه یه زوج یه فرد. هر روز بریم بیرون نه یه روز درمیان

یه دوست پسر هم نداریم نصفه شب اس ام اس های محبت آمیز برامون بفرسته صبح بیدار شدیم بخونیم کیف کنیم

یه دوست پسر هم نداریم وقتی با گریه بهش زنگ می زنیم نگه هر وقت زر زرت تموم شد بهم زنگ بزن

یه دوست پسر هم نداریم نگه هروقت با ۹۱۲ زنگ زدم فقط حرف های مهم رو بگو، چرت و پرت خواستی بگی بگو با ایرانسل ساعت ۱۱ شب به بعد زنگ بزنم

یه دوست پسر هم نداریم بشینیم عکس های بچگیشو ببینیم و به درگاه خدا دعا کنیم لااقل بچه ش این شکلی نشه

یه دوست پسر هم نداریم کوچه علی چپ رو نشناسه

یه دوست پسر هم نداریم بهش بفهمونیم خاطراتش رو واسه خودش نگه داره هی نگه من اینجا خاطره داشتم من با این آهنگ شب هایی داشتم. ما خانم ها حسودیم بفهمید

یه دوست پسر هم نداریم وقتی با یه دختر حرف میزنه هی وشگونش بگیریم که یعنی بسه جمع کن خودتو

یه دوست پسر هم نداریم یه هفته قبل تولدمون غیب بشه گوشیش خاموش بشه یه هفته بعد از تولد دوباره ظهور کنه بگه عزیزم تصادف کرده بودم

یه دوست پسر هم نداریم تو ماشین آهنگ شیش و هشت بزاریم کله هامونو باهم تکون بدیم

یه دوست پسر هم نداریم موقع انتخاب واحد بگه عصر کلاس برندار که باهم بریم بیرون

یه دوست پسر هم نداریم پفک بخوریم یواشکی دستامونو بمالیم به صندلی های ماشینش

یه دوست پسر هم نداریم اول آشنایی شماره ایرانسل بدیم بهش دو روز بعد از آشنایی ۹۱۲

یه دوست پسر هم نداریم خوش سلیقه باشه ما رو انتخاب کنه

یه دوست پسر هم نداریم موبایلمون همیشه تو دستمون باشه دیگه هی گم نشه

یه دوست پسر هم نداریم حتی گاهی گوشیمونو یهو بگیره بگرده بیبینه خیانت میانت نمی کنیم که

یه دوست پسر هم نداریم دستامونو بگیره محکم تو دستاش بگه حالا اگه زورت میرسه بکشش بیرون

یه دوست پسر هم نداریم شماره تلفنش بشه همه ی پسوردامون

یه دوست پسر هم نداریم که تهدیدش کنیم یا دیگه نباید سیگار بکشه یا اگه میکشه منم باید باهاش بکشم

90/02/17 |

 

زن و مرد

انواع زن‌ها

زنها مثل اطو هستند هم مصرفشان بالا است هم زود داغ می کنند البته بدون بخارش هم بدرد نمی‌خورد.

زن ها مثل پیاز هستند ظاهر سفید و ظریفی دارند اما باطنشان اشک آدم رو در می‌آورد.

زنها مثل سکوت هستند با کوچکترین حرفی میشکنند.

زنها مثل چراغ راهنمایی هستند هر چقدر هم با آنها حرف بزنی باز هم مرتب رنگ عوض می کنند.

زنها مثل تخت خوابگاه هستند نوها و تازه هایشان کمیابند و کهنه هایش هم سرو صدا زیاد می کنند.

زن ها مثل الکل هستند دیر بجنبی همهشان می پرند.

زنها مثل عینک دودی هستند با هردودنیا را تیره و تار می بینی.

زنها مثل ظرف سفالی هستند بدون رنگ و لعاب جلوه ای ندارند.

زنها مثل کامپیوتر هستند یک بار خودش را میگیری و یک عمر لوازم جانبی آنرا.

زنها مثل کیک خامه ای هستند با نگاه اول آب از لب و لوچه آدم آویزان می شود اما کمی بعد دل آدم را میزند.

زنها مثل زیر شلواری هستند مردا با هیچکدامشان جرأت نمی کنند به بازار بروند.

زنها مثل لاستیک سواری هستند کمتر از چهارتا بیفایده است.

زنها مثل بچه ها هستند تا وقتی که ساکتند خوبند.



************ ********* ********* *********

انواع مردها

مردها مثل مخلوط کن هستند در هر خانه یکی از آنها هست ولی نمیدانید به چه درد میخورد

مردها مثل آگهی بازرگانی هستند حتی یک کلمه از چیزهائی را که میگویند نمیتوان باور کرد

مردها مثل کامپیوتر هستند. کاربری شان سخت است و هرگز حافظه ای قوی ندارند

مردها مثل سیمان هستند. وقتی جائی پهنشان میکنی باید با کلنگ آنها را از جا بکنی

مردها مثل طالع بینی مجلات هستند. همیشه به شما میگویند که چه بکنید و معمولاً اشتباه می گویند.

مردها مثل جای پارک هستند. خوب هایشان قبلا اشغال شده و آنهائی که باقی مانده اند یا کوچک هستند یا جلوی درب منزل مردم

مردها مثل پاپ کورن ( ذرت بو داده ) هستند. بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گیرند

مردها مثل باران بهاری هستند . هیچوقت نمیدانید کی می آیند ، چقدر ادامه دارد و کی قطع میشود

مردها مثل پیکان دست دوم هستند ارزان هستند و غیر قابل اطمینان.

مردها مثل موز هستند، هرچه پیرتر میشوند وارفته تر میشوند

مردها مثل نوزاد هستند، در اولین نگاه شیرین و بامزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته می شوید

90/02/17 |

 

چند نکته برای ضایع کردن دختران در جمع

s۱- با عصبانیت برین جلوش و تو چشاش زل بزنین و بگین چیه به من خیره شدی؟ چیزی می خوای؟
به غیر از من کس دیگه هم اینجا هست که بتونی نگاش کنی .
همش خیره شدی به من که چی بشه ؟
حالا اینا به کنار ، چرا چشمک می زنی؟
چرا ابرو هاتو واسه من بالا و پایین می کنی؟ خجالت بکش ، شرم کن.
نکنه در موردم فکر و خیال کنی! من زن دارم و زنم رو هم دوست دارم
و قصد ازدواج مجدد هم ندارم . چه معنی داره یه دختر
به یه پسر چشمک بزنه.


2 - اگه دیدین دختر با عجله داره راه می ره و یا اگه موردی به تورتون خورد که دختری می دوید .
شما از پشت سر دنبالش کنین و بگین آی دزد آی دزد بگیرینش دار و ندارم رو برد .
اگه دختر وایساد و شما رو نگاه کرد بازم داد بزنین که: دزد همینیه که ایستاده اگه دختر ترسید و پا به فرار گذاشت ، خوش به حالتون می تونین یه تعقیب و گریز حسابی راه بندازین و حالشو ببرین .
ولی اگه ایستاد و فرار نکرد برای این که ضایع نشین به دویدن ادامه بدین و بازم داد بزنین که: آی دزد آی دزد


3 - توی تاکسی اگه کنارت یه دختر نشسته وقتی که خواستین پیاده بشین بهش بگین مگه نمیای ؟
اون هاج و واج شما رو نگاه می کنه . بهش فرصت ندین و بگین : چه زود جا زدی؟
بعدش در تاکسی رو ببندین و برین. و مابقی ماجرا رو به افراد حاضر در تاکسی واگذار کنین.


4 - توی پارک با عجله برین کنارش بشینین و بگین معذرت می خوام
که دیر کردم .خب چکارم داشتی که گفتی بیام اینجا؟
بهتره یه جایی باشه که چند نفری حضور داشته باشن .
معلومه که اون انکار می کنه .
بعدش نوبت شماست فوری بگین مگه تو نگفتی بیا اینجا این رنگ لباسمه این رنگ روسریمه ؟
باز هم اون انکار می کنه . شما این طوری ادامه بدین .
خب اگه از اینای که اینجا نشستن خجالت می کشی بریم یه جای خلوت .
مطمئنم اون داغ می کنه . بعدش شما با عصبانیت بلند شین و
یه کاغذ جلوش بندازین و بگین سرکار گذاشتی منو ؟
بیا اینم شماره ای که دادی . دیگه به من زنگ نزن وگر نه
می دمت دست پلیس. بعدش ول کنین برین.


5 - توی جمع یه سی دی بهش بدین .
بگین خیلی باحال بود دستت درد نکنه .
بازم از اینا داری قیمتش هرچقدر باشه قبوله.
اون مردم دور و بر رو نگاه می کنه و میگه عوضی گرفتی آقا .
شما هم طوری وانمود کنین که انگار حواستون نبوده
که توی جمع هستین و ازش معذرت بخواین و برین سرت جاتون بشینین.


6 - مثل معتادها خودتون رو به موش مردگی بزنین و برین جلو
و به لهجه معتادی بگین خانم دشتم به دامنت
از او چیزا که دیلوز بهم دادین بازم هملاتون هشت؟
دالم می میلم از خمالی به جون تو. هر چی منتظل موندم
نیومدین خیلی شانش آولدم که اینجا پیداتون کلدم .
بیا اینم پولش . اون سرخ و سفید می شه و انکار می کنه
. ولی شما ول کن نشین و هی پیله کنین .
طبق معمول اون انکار می کنه .
شما بگین : خانم من شبا لوی زغال می خوابم
من به اندازه کافی چلکی وسیاه هستم
خواهشا تو یکی دیگه منو شیاه نکن . ...


90/02/16 |

 

ضد حال با حال


90/01/22 |

 

دوست دختر بد بد بد

این یه دوست دختر واقعا بدی است خیلی هم بی شعوره


90/01/21 |

 

دختر از نوع بدبختی


90/01/21 |

 

شعر طنز

شعر طنز

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
دیدم به خواب حافظ تو صف اتوبوس

گفتم سلام حافظ گفتا علیک جانم
گفتم کجا میروی گفتا خودم ندانم
گفتم بگیر فالی گفتا نمانده حالی
گفتم چگونه ای گفت در بند بی خیالی
گفتم تازه تازه شعر و غزل چه داری
گفتا که میسرایم شعر سپیدباری
گفتم زدولت عشق گفتا کودتا شد
گفتم رفیق گفتا کله پا شد
گفتم کجاست لیلی مشغول دلربایی
گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم بگو زخالش ان خال اتش افروز
گفتا عمل نموده دیروز یا پریروز
گفتم بگو زمویش گفتا که مش نموده
گفتم بگو زیارش گفتا ولش نموده
گفتم چرا چگونه عاشق شدست مجنون
گفتا شدید گشته معتاد گرد و افیون
گفتم کجاست جمشید جام جهان نمایش
گفتا خریده قسطی تلویزیون به جایش
گفتم بگو زساقی حالا شده چه کاره
گفتا شده منشی در دفتر اداره
گفتم بگو ز زاهد ان راهنمای منزل
گفتا که دست خود را بردار از سر دل
گفتم بگو زمحمل یا از کجاوه یادی
گفتا پژو دوو بنز یا گلف نوک مدادی
گفتم زساربان گو با کاروان غمها
گفتا اژانس دارد با تور دوردنیا
گفتمکه قاصدت کو ان باد صبح شرقی
گفتاکه جای خود را داده به فکس برقی
گفتم بیا زهدهد جوییم راه چاره
گفتا جای هدهد دیش است وماهواره
گفتم سلام مارا باد صبا کجا برد
گفتا به پست دادم اورد یا نیاورد
گفتم بگو زمشک اهوی دشت زنگی
گفتا ادکلن شد در شیبشه های رنگی
گفتم بلند بوده موی تو ان زمان ها
گفتا حبس بودم از ته زدند انرا
گفتم شمارا زندان حافظ مارا گرفتی
گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتی


90/01/20 |

 

وصیت نامه گوسفندی که شام هیئت شد!

وصیت نامه گوسفندی که شام هیئت شد!

عزیزان و دلبندان من! بی شک هم اکنون که این نوشته را می خوانید من بین شما نخواهم بود و در دیگ هیئت مشغول پخته شدن می باشم! شاید هم در قابلمه یکی از دست اندرکاران هیئت باشم و اگر خوش اقبال باشم. . . تبرکی هستم در گوشه بشقاب پیر زنی با صفا !



در درجه اول از همه تان می خواهم ناراحت و آزرده خاطر نباشید. پخ پخ شدن حق است!

به خصوص روی سخنم با توست. . . ای حبه انگور من! عزیزم ناراحت نباش. سعی کن آب و یونجه ات را خوب بخوری تا در آینده گوسفندی چاق و چله بشوی تا هم برای خودت کسی و هم برای ما مایه افتخار و مباهات مادرت باشی و هم همگان به دیده احترام به تو بنگرند! عزیزم! ببعی بابا! فراموش نکن که مردم عقلشان به چشمشان است و به گوشت و دنبه تو نگاه می کنند تا کمالاتت

و تو ای منگول! ای قیمه پلو بالقوه بابا! دعا می کنم که در عید قربان قربانی شوی! راستی این قدر پشم هایت را فشن و سیخ سیخی نکن! مگر همین فر فری خودمان چه ایرادی دارد!؟ بزغاله!!

و تو ای شنگول من! بعد از من مرد این آغل تویی! مواظب مادرت و سایر ببعی های آغل باش. فراموش نکن که گرگ های این دوره و زمانه بسیار فرق کرده اند و دیگر با یک آیفون تصویری ساده نمی توان آن ها راشناسایی کرد!

و تو ای منزل! (بز زنگوله پا سابق!) این قدر با این جاری ات بز بز قندی چشم و هم چشمی نکن. مگر نه این است که مقصد نهایی همه ما یکی است و آخر سر، همه ما را در یک وجب دیگ می خوابانند! مگر زنگوله ای که به پایت بود چه عیبی داشت که آن را فروختی و با کلی قرض و قوله رفتی و چکمه های به آن بزرگی را خریدی!!؟ حالا فوقش پاچه هایت هم تمیز تر باشد، مگر نه این است که سر خوردن آن بیشتر دعوا می شود و این وسط هیچ سودی به تو نخواهد رسید!! ضمناً این قدر قند و شیرینیجات مصرف نکن. تو هم مثل اون جاری بزت، مرض قند می گیری ها!!

به قصابم بگوئید دلم پیش ببعی طویله همسایه است بی خودی دنبالش نگردد! گلاب به روی ماهتان پشکل ها و اضافات سیراب و شیردانم را هم در باغچه ای چیزی بریزید تا گوشت شود به تن علف های خوش خوراک باغچه!

راستی عزیزان من! سلام من را به آشپز باشی هیئت برسانید و عاجزانه از او تقاضا نمایید که آب بیشتری به غذا ببندد. باشد که شما یکی، دوسه روزی بیشتر عمر کنید! ضمناً من دیر پز نیستم. . . گفته باشم!!
در پایان میخواهم مهم ترین نصیحتم را بگویم و آن اینکه …
[پخ پخ پخ]


90/01/19 |

 

خر عاشق

خر عاشق

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش** پــــدر از هـــمـــه جــا بـی خبرش

وقـــت آن اســــت بــــرای پســرت** ایـــــن الاغ نـــــــرّه ی کــــره خــرت

مــاده ای خـــوشگـل و زیـبا گیری** تـــو کــه هر روز به صحرا میری 

وقـــت آن اســت کـه زن دار شـوم** ورنـــه از بـــی زنـــی بــیمار شوم

پـــدرش گــفــت کــه ای کـره خَرَم*** ای عــزیـــز دل بـــابــــا ، پــســرم

تـــو کـــه در چــنــتــه نداری آهی ** نـــه طــویـــلــه ، نه جُلی نه کاهی

تـــو کـــه جــز خـوردن مال پدرت** پـــــــدر نـــــــرهّ خـــــر دربــــدرت

هـــیـــچ کـــار دگــری نیست تورا** یک جو از عقل به سر نیست تورا

به چه جرأت تو زمـن زن طـلــبی** بـــاورم نـیــست کـــه ایـنقدر جَلبَی

بـــایـــد اول تـــو بــگـیـری کاری** بــهـــر مــــردم بــبـــری تــو باری

بعـد از آن یک دو تا پالان بخـری** بـهــر آن کُــرّه خـــوشگـــل بـبـری

یک طــویــلـه بکنی رهن و اجار** تــا کــه راضــی شــود از تو آن یار

بـعــد بـایــد بـخری رخت عروس** بـهـر آن مـاده خــر خـوب و ملوس

جُـــلـی از جــنـــس کــتـــان اعلا** روی جُـــل نـقــش و نـگـاری زیـبـا

بــعـــد بـــایـــد بـــکـــنی گلکاری** بــهــر مــاشـیـن عروس یـک گاری

وقــتی ایـــنـهــا بـــشـــود آمــاده** بــعـــد از ایـــن زنـــدگــیـــّت آغـازه

می بــری مـــاده خــرت را حجله ** بــا تـــأنــی نَـکــه بـــا ایـــن عـجـله

بــشـنــو ایــن پــنــد زبابای خرت** پــــــدر بـــــا ادب و بــــا هــــنـــرت

تــا کـــه اســبــاب مــهــیــا نشود** موسم عــقــد تــو بــر پا نشود

پــس از امــروز بــرو بر سرِ کار** تــا نـــهـــنـــد آدمـــیـــان پــشتت بار


90/01/17 |

 
شبگرد

عشق یعنی خون دل یعنی جفا --- عشق یعنی درد و دل یعنی صفا --- عشق یعنی یک شهاب و یک سراب --- عشق یعنی یک سلام و یک جواب --- عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز --- عشق یعنی عالمی راز و نیاز
hassannak@yahoo.com

 

موضوعات

داستان کوتاه

داستان بلند

جوک لری

جوک ترکی

جوک قزوینی

جوک عربی

جوک رشتی

جوک اصفهانی

جکستان

طنز

شعر طنز

شعر

گفتار

عمومی

سخنان کوتاه اما بزرگ

دوستان

 

برچسب‌ها

شعر

داستان کوتاه

طنز

شعر عاشقانه

داستان

داستان های ارسالی

داستانهای کوتاه

داستان زیبا

پیامک

خنده دار

داستان طنز

دانشگاه

عشق

غم

عکس

شعر غم انگیز

پیامک عاشقانه

داستان های خیالی

عکس رسانه‌ای

شعر طنز

 

پیوندهای روزانه

وبگاه نماز

اتاقی برای تنهایی

حــــــرف دل

تازه های دنیای تکنولوژی

سیاه و سفید

عشق بی پایان

کوزت

راهنمای 118

سایت رسمی الکسا

GOOGLE

YAHOO

 

مطالب اخير

خدایا

تمامِ دردِ من

کی میدونه داغون کیه ؟

غم ميون دوتا چشمون قشنگت لونه كرده

دلم برای کودکیم تنگ شده

فقط سکوت با من بود

ارسالی

میگویند سیـــگار آرام میکند

نسل هیپ هاپ

ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽِ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ

 
 

پیوند ها

یه عاشق خجالتی

وبلاگ کوزت

کوزت

یه عاشق خجالتی

 

امکانات جانبی

RSS 2.0

 

Weblog Themes By Payam Blog

 

 
   

purchase vpn